نه فقط به زعم من ؛  اندر احوالات پیشرفت و یک تازی کشورم (در تمام ابعاد بین المللی) ... به گفته تمام سینماگرانی که من میشناسم

تاریخ سینمای ایران هیچ دوره ایی را نمی شناسد که اینگونه در مرز نابودی و احتضار جان بدهد و کاری از دست کسی ساخته نباشد ...

باشد که رکورد خودمان را نیز (همین روزها) بزنیم !!!

حمید بهادری

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت 17:43 توسط حمیدبهادری |

بابت این غیبت طولانی ، از خودم و (البته دوستان عزیزم) عذر خواهی میکنم. مدتی گذشت و جشنواره های فیلم ایران به سوگواره تبدیل شدند و هر از گاهی بارقه امیدی بود (هرچند کم سو) ... و البته که جایی را روشن نمیکرد !

با خودم حساب کردم ؛ با این سرعتی که سینمای ایران به قهقرا میرود ، هر چقدر هم که بنویسم به این سقوط نمی رسم ... و در آخر تصمیم گرفتم که اصلا نباشم و کمتر عذاب بکشم !

ولی مشکل اینجاست که "من" به نوشتن نیاز دارم ، نوشتن اما بی نیاز از هر "من" بی سر و تهی !

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم آذر 1391ساعت 6:25 توسط حمیدبهادری |

“بسمه تعالی “

سینمای پلیسی

نویسنده ؛‌ حمیدبهادری

قسمت دوم

شماره چهار - قوانین سفت و سخت موجود و حساسیت مسئولین در این ژانر باعث لو رفتن داستان و بسته شدن دست فیلم ساز می شود. یکی نیازهای مبرم سینمای پلیسی ایران بالا بردن ظرفیت  و تقلیل حساسیت مسئولیت و مدیران اجرایی کشور است . حساسیت و اهمیت موجود باعث وضع قوانین سختگیرانه و کنترل همه جانبه این نوع سینماست . این قوانین در کلیت باعث افول این نوع سینما در کشور شده ، تا حد زیادی تماشاگران خودش را از دست داده . این قوانین باعث محدودیت هایی شده که تاثیرات آن بر کیفیت فیلمها کتمان ناپذیر است . من جمله :

الف: سیاه و سفید شدن شخصیت های فیلم و عدم وجود اوج و فرودهای روحی – روانی .

ب : لو رفتن انگیزه شخصیت ها قبل از انجام اکت (عمل) آنها ج : مشخص بودن محدوده ی  داستان و اینکه تماشاگر می داند  این داستان به طرف چه حوزه هایی می رود و به کدام نواحی نزدیک نمی شود .

د: عدم قابلیت طرح  معماهای جالب و محروم شدن این گونه فیلمها از این امتیاز.

هـ : لو رفتن نتیجه پایان های فیلم های پلیسی که یکی از عوامل جذابیت فیلم است .

 

شماره پنج - یکی از اهداف هر اجتماعی بهسازی رابطه بین مسئولان انتظامی با افراد جامعه است. چرا که یکی از موارد مهم برای ایجاد نظم در جامعه همکاری افراد جامعه با مسئولان برای برقراری نظم است . از این رو در جوامع مختلف به روش های مختلفی سعی بر نزدیکی پلیس با افراد جامعه می شود که یکی از این راهها  ساخت فیلم و سعی در ایجاد همذات پنداری های متقابل است . سینمای پلیسی در ایران نیز می تواند یکی از راههای این نزدیک سازی باشد . اگر بتوان طوری پیش رفت که بین افراد جامعه و پلیس هیچ سد و حائلی وجود نداشته باشد به شکل بهتری می توان در ایجاد نظم اجتماعی پیش رفت . هر پلیسی یک انسان است با تمام پیچیدگی ها و ظرایفی که یک انسان دارد . هر پلیسی یک رسالت دارد و از آنجایی انسان است می تواند دچار اشتباهات انسانی شود . در همین جامعه زندگی می کند و امنیت و سلامت این جامعه برای وی نیز مهم و اساسی است و ... ( تمام مولفه هایی که هر یک از افراد جامعه می توانند داشته باشند) ... نمایش تمام این مولفه های (اعم از مثبت و منفی) شخصیتی می تواند در واقعی کردن شخصیت یک فیلم پلیسی سهم بسزایی داشته باشد . واقعی بودن شخصیت یک پلیس می تواند حس همذات پنداری تماشاگر را در پی داشته باشند و همین همذات پنداری ها در فیلم های سینمایی پلیسی می توانند بصورت آهسته و نامحسوس باعث نزدیکی پلیس و افراد جامعه شود .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 5:37 توسط حمیدبهادری |

“بسمه تعالی “

سینمای پلیسی

نویسنده ؛‌ حمیدبهادری

قسمت اول

بزهکاری های اجتماعی و جرم و جنایت . برخورد اولیه روانشناسی تبیین می کند؛ انسان دارای  میلی ذاتی به "قتل" و "تجاوز" است و فقط به دو دلیل از آن سر باز می زند : اعتقاد به خدا ، (ترس از قیامت و یا وجدان درونی) و همچنین ترس از پیگیری اجتماعی . این عوامل می توانند انسان را از هرگونه رفتار ناهنجار و ضدارزشی دور کنند. ماهیت فیلم پلیسی روشنگری همین کنشهاست که تحت روایتی جامعه شناسانه بیان می شوند . برخلاف خیلی از ژانرهای سینمایی ، به دلیل جذابیت های موجود در نحوه ی روایت آن به خودی خود تماشاگرآن بالقوه زیادی نیز داراست.

اگر تعریف "ژانر" را قبول کردن نشانه ها و قراردادهای مورد توافق و استفاده از سمبل های مشخص بدانیم ، در ژانر فیلم های پلیسی مجموعه این عناصر در بخش های مجزای "تکنیک فیلم" و "موضوع فیلم" به شکل جداگانه و مشخص پیگیری می شوند . حال فارق از خصوصیات فنی در ژانر پلیسی ، اکثر فیلم هایی که در این ژانر ساخته می شوند به لحاظ موضوعی و روایی بر اصول ذیل بنا می شوند :

1-    اکشن و یا حادثه : که در حقیقت پر هزینه ترین و وقت گیر ترین بخش فیلم است و علاوه بر آن از این  بخش فیلم می توان به عنوان نماد و نمای بیرونی یک فیلم پلیسی _ حادثه ایی یاد کرد ، چرا که هم اکنون یکی از انتظارات تماشاگر  از فیلم پلیسی وجود چنین بخشی در فیلم است.

2-    طرح و حل معماهای جذاب فکری : مبنای درام یک فیلم پلیسی برای مخاطب با یک پیش فرض آغاز می شود . به دلیل وجود اتفاقاتی مثل جرم و جنایت و اساسا وجود مرگ در این گونه فیلمها ، (به دلیل ثقیل بودن اعمال شخصیت های فیلم) تماشاگر انتظار پیشرفت سهل و ساده اتفاقات را ندارد و انتظار پیچیدگی و غافلگیری به یکی از لذات فیلم تبدیل می شود و از طرفی منطقی بودن کارهای خلاف عرف جامعه در فیلمنامه و وجود عناصری چون "مرگ" دست فیلمساز را در پیچ و خم داستان بازتر می کند.

3-    بیان برخی از زندگی های خاص در جامعه و جذابیت آن برای تماشاگر : در مجموع انتظار تماشاگر از یک فیلم پلیسی ، واقعگرایی اجتماعی را نیز شامل می شود . از آنجایی که در تعریف ابتدایی روانشناسی افرادی که دچار بزه و جرم جنایت می شوند افرادی خاص هستند (که طبعا زندگی خاصی نیز دارند) و نیروی مقابل آنان (که می تواند یک پلیس باشد) نیز آمادگی برخورد با این افراد خاص را داراست ... یکی از لذات بیننده تماشا و دانستن این گونه زندگی هاست . در مجموع می توان گفت خاص و منحصر بفرد بودن این افراد در محبوبیت فیلم تاثیر به سزایی دارد ... ادامه دارد.

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 20:14 توسط حمیدبهادری |

" بسمه تعالی "

بخش سوم :


1- سیاست های دولت در قبال سینما :

حقیقت تلخی در ایران وجود دارد و آن اینکه ؛ به دلیل خفقان های سیاسی موجود در دوران مختلف تاریخی ایران ، صاحب نظران و روشنفکران سعی در واگویه غیر مستقیم و سمبولیک دردهای خویش می شدند که بهترین راه آن از طریق هنر بود . به همین دلیل طی دوران معاصر ما هنرمندان وجه دیگری نیز داشتند و آن "روی روشنفکرانه" ایشان بود . در حقیقت هنرمندان در آثار هنری خود ، هرچقدر نگرش سیاسی جامع تری شایع می کردند از نظر خواص (وحتی عوام) مورد توجه و قابل احترام بودند . قبل از انقلاب و در دوران طاغوتی شاه و خفقان موجود نیز هنر سینما یکی از راههای خوب مخالفان نظام شاهنشاهی بود و می توان بر این نکته توفق کامل داشت که سینما یکی از ابزارهای روشنگری مردم و باعث براندازی نظام شاهنشاهی شد . همین موضوع باعث شد که بعد از انقلاب اسلامی نیز حکومت و نظام توجه و کنترل خاصی به این هنر داشته باشند . توجه و کنترل زیادی که بیشتر از سایر هنرهای موجود است . شاید بشود گفت ؛ نظام جمهوری اسلامی از راه سینما (به همراه خیلی کانالهای دیگر) باعث فروپاشی نظام شاهنشاهی را بوجود آورد و هم اکنون می خواهد با کنترل دقیق و همه جانبه سینما ، این راه را برای استفاده مجدد مخالفان مسدود کند !

 از همین رو کنترل شدیدی از زمان فیلمنامه تا زمان اکران صورت می گیرد و در صورت کوچکترین مشکل و یا ناهمخوانی با سیاستهای موجود ، آن فیلم در هر مرحله و جایگاهی که باشد متوقف می شود . البته این مشکل در دوران ریاست جمهوری دوران آقای "خاتمی" در حد قابل توجهی کمتر شد ولی همچنان هست و هم اکنون به یکی از موضوعات عادی و متداول فیلمسازان تبدیل شده . قوانین و حد و مرزهایی که برای ساخت یک فیلم در نظر گرفته شده بسیار فراتر و بیشتر از حقایق اجتماعی است . همین موضوع باعث شده که بین فیلمهای ایرانی و تماشاگران ایرانی یک پرده غیرواقعی کشیده شود و مخاطبان داخلی این فیلمها با موضوعات تعداد زیادی از این فیلم ها احساس غریبی کنند . هنرمندان کمی هستند که می توانند از بین این همه فیلتر و بند و بست هایی که برای ساخت یک فیلم سینمایی وجود دارد فرار کنند و فیلمی بسازند که با عموم و انبوه تماشاگران ایرانی ارتباط سازنده ایی برقرار کند .

2- موضوعیت جشنواره برای فیلم های ایرانی :

موضوعیت جشنواره در سینمای ایران در دو بخش مجراست . جشنواره های داخلی و جشنواره های خارجی . از این رو دو عامل بصورت جداگانه بررسی می شوند .

جشنواره های داخلی : جمله ای منسوب به  "امیرکبیر" وجود دارد که می گوید ؛ « اگر نیت یکساله دارید گندم بکارید ، اگر نیت ده ساله دارید درخت بکارید ، اگر نیت صد ساله دارید انسان تربیت کنید ... !» حال گذشته از قوانین و ضوابط جمهوری اسلامی در ارزشگذاری فیلمهای تولید شده ، جشنواره های زیادی در کشور برگذار می شوند که علارقم اختلاف در جزئیات ، تفاوتی در کلیات ندارند . می توان تعداد زیادی از این جشنواره ها را بررسی کرد و در بررسی اولیه به این نکته رسید که ؛ تعداد زیادی از این جشنواره های ریز و درشت عملاً کارکرد خوبی برای سینمای ایران ندارند و در اصل به دلیل  به چشم آمدن برخی از مدیران برگذار می شوند که نیت یکساله دارند ! اگر بر این  نکته واقف باشیم که برگذاری یک جشنواره هزینه و کار اجرایی زیادی می طلبد ، این سوال پیش می آید که ؛ چرا این مقدار هزینه به خود سینما و زیر ساخت های آن نمی رسد !

جشنواره های خارجی : در خصوص به هیچ وجه نمی توان نگاه خوشبینانه ایی داشت . در بررسی شخصی مدیران این جشنواره ها به این نکته خواهیم رسید که بیشتر از %60 ایشان یا یهودی هستند و یا به نحوی با نظام جمهوری اسلامی مخالف آشکار دارند . از همین رو قبول و جایزه دادن به فیلم های ایرانی با سیاست مشخصی پیش می رود و فیلمهایی که مخالفت بیشتری از خود نشان دهند و یا اینکه با تاکید بر وجهه جهان سومی و فقر مادی و فرهنگی عوام روایت شوند (که می تواند به بی توجهی دولت و نظام تعبیر می شود) مرکز توجه این جشنواره ها قرار می گیرند . در بررسی آماری فیلمهایی که در جشنواره های خارجی پذیرفته شده و جایزه گرفته اند با کمتر فیلمی برخورد می کنیم که مغایر با ضوابط فوق الذکر باشند ! همین موضوع باعث شده عمدتا فیلمسازانی وجهه و افتخار کسب کنند که لزوماً داری ویژگی های تمام و کمال آن نیستند و در اصل جایزه و توجه اکثر اینان مربوط به انتخاب موضوع آنها بر می گردد ، نه تکنیک سینمایی آن . تا سه سال پیش این فیلم ها (به دلیل نوع پسندی که جشنواره های خاجی دارند) به شکل فزاینده ایی تولید می شد و تعداد اینگونه فیلمها به حدی رسید که سبکی از سینما را پدید آورد ، حال کشور ما با فیلمهایی مواجه شده بود که مخصوصا برای جشنواره های خارجی ساخته می شد ! این ها فیلم هایی بودند که تماشاگر ایرانی احساس همذات پنداری و قرابت چندانی با موضوع آن نداشت و اگثرا تحت تاثیر خواص و منتقدان سینمایی راضی به تماشای این گونه فیلم ها می شد . همین موضوع یکی از دلایل عمده هر چه بیشتر تماشاگران ایرانی با سینمای ایران شد .

چهار چوب نظری ؛

به دلایلی می توان گفت ؛ سینمای ایران از سال 1376 به "خودآگاهی" رسید . مبنای این  "خود آگاهی" ریشه در بلوغ شعوری سینمای ایران در دو مقوله داشت . مقوله اول مربوط به  "فیلم های عامه پسند"  و یا "سینمای تجاری" و "گیشه" بود که به فرمول های فروش فیلم در گیشه مسلط شد و از آن زمان به بعد بود که واژه هایی همچون  "سینمای بدنه" و "فیلم های شهرستانی" (پسند !) باب شد . از طرفی یکی از مخاطبان سینمای ایران جشنواره های مختلف دنیا بودند که علاقه وافری به فیلم های ایرانی داشتند . از این دوره به بعد بود که سینمای ایران نیز به فرمول های نسبتاً ثابتی در ساختن این گونه فیلم ها رسید که تا حدود زیادی دور از سلیقه عموم تماشاگران بود . این گونه فیلم ها نیز از این دوره به بعد ، نام  "سینمای جشنواره ایی" به خود گرفت .

فرضیه ها :

(بین مشکلات طرح شده) از مهترین مسائل افت سینمای ایران ، می توان به سه عامل عمده اشاره کرد که به نوبه خود باعث بیش از نیمی از مشکلات هستند :

-          سیاست های دولت در قبال سینما که عمدتا با بی مهری و بی توجهی مسئولان همراه بوده و علارغم نوساناتی که در خود داشته ، توجه و عنایت دولتمردان به سینمای ایران رتبه و معدل خیلی پایینی دارد .

-          گسترش رسانه های جمعی و شخصی ، موازی با سینما یک مشکل ناگزیر هستند چرا این موضوعات زیر مجموعه پدیده تکنولوژی و رشد علمی بشار هستند ، ولی موضوعی که به عنوان یک مشکل خود را مطرح کرده و موضوع فوق الذکر شدت تخریب آن را بیشتر کرده نبود قانون "کپی رایت" در ایران است . از این روست که امکانات فنی موجود در جامعه زیر سایه نبود این قانون و پیگیری قانونی آن رشد کرده اند .

-          کیفیت و کمیت پایین سالن های سینما در کشور ، که ماهیت  "خروجی دادن"  و  (به اصطلاح) ویترین سینما را خراب کرده و به خودی خود باعث کمتر شدن و عدم استقبال تماشاگران می شود .

جزئیات طرح پژوهش :

ماهیت پژوهشی ؛

ابتداعاً باید از ریشه این افت سینمایی شروع کرد ، چرا که به عقیده این حقیر مشکل این "رکود" و "افت" سینمای ایران از سی - چهل سال پیش شروع شد . و در طول سالهایی که بر سینما گذشت بی توجهی و توجه بیش از حد (بهتر است بگوییم کنترل) مسئولان نسبت به این حرفه باعث شیوع و عمیق شدن مشکل کنونی شود ، به گونه ایی که هم اکنون نمی توان به یک راهکار جامع در باره حل این معضل اشاره کرد . در عین حال مشکلات موجود طی 15 - 10 سال گذشته شکلی به روز تر دارند و به دلیل رشد فزاینده تکنولوژی و دیجیتالی شدن قسمت عمده ایی از سینما این مشکل به شکل تصاعدی شدید و شدیدتر می شود . از این رو بررسی این دوره زمانی برای رسیدن به یک راه حل جامعه مهم و حائز اهمیت می نماید .

-          قلمرو مکانی ؛

می توان با تاکید گفت که سینمای ایران در منطفه تنهاست و بررسی آن (نه تنها بصورت ملی و کشوری) بلکه با نگاه به  سینمای منطقه می توان به این نکته رسید که سینمای ایران در منطقه هیچ رقیبی در سطح اندازه های خود ندارد . در سینمای  عرب می توان فقط دو سینما گر برجسته را نام برد  "یوسف شاهین"  و  مصطفی عقاد (که اساسا زندگی و کارش در هالیوود بوده و فقط ماهیتا عرب و اردنی است) از این رو مشکلات سینمای ایران نیز خاص و منحصر به فرد است و به دلیل اصالت فرهنگی موجود در جامعه نمی توان به راهکار دیگر کشورها در برخورد با معضلاتشان اقتدا کرد .

-          قلمرو زمانی ؛

به دلایل متعددی می توان گفت خودآگاهی سینمای ایران از سال 1376 و شروع دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی صورت گرفت . زیرا از این دوران به بعد بود که اختلاف آراء و دیدگاههای مختلف وارد سینما شدند و در جایگاه فیلمساز و منتقد مشغول به کار شدند . تا قبل از آن دوره (به دلیل سالهای اول انقلاب ، جنگ تحمیلی و دوران سخت سازندگی) سینمای ایران تحت عنوان سینمای  "سینمای ارزشی"   بیشتر متوجه ابعاد ایدئولوژیکی فیلم بود و ابعاد تکنیکی و هنری اثار مرحله ثانویه داشت . از این بررسی سینمای ایران و توجه به آمار و ارقام فروش و شرکت در جشنواره ها را از این دوره به بعد ملاک نظر بوده . از رو از ابتدای آذر ماه صحبت اولیه با فیلمسازان جوان (ذکر شده در قسمت  "جامعه و نمونه"  همین تحقیق) صورت پذیرفت و همچنین راهکار منابع تحقیق نیز از ایشان دریافت شده و با بررسی تعداد فیلمهای ساخته شده در این دوره ، فروش فیلمها و بررسی جوایز داخلی و خارجی در خصوص فیلمهای ایرانی تحقیق ذیل تا دهم ماه جاری طول کشید .

جامعه و نمونه :  عباس کیارستمی جمله ایی دارد که می گوید ؛ « شاید بهترین نویسنده هایی که ما می  شناسیم ، همان بهترین نویسنده ها باشند ، ولی بهترین فیلمسازانی که ما می شناسیم (الزماً) همان بهترین فیلمسازان نیستند ، چرا که فیلمسازی دارای ضوابط و رابطی است که هر کسی از عهده آن بر نمی آید » و بدیهی است که در شرایط مختلف حول محور کاری سینما افراد مختلفی می توانند کار و پیشرفت داشته باشند . در شریط سیاسی- فرهنگی پس از دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی فضای سینمایی تغییراتی کرد که طبق آن برخی از فیلمسازان که دیدگاههای سکولار و نگرش های اجتماعی داشتند و از طرفی غالب فیلمسازانی که فیلمهایشان باب طبع جشنواره های خارجی بود دامنه کارشان محدود شد و این در حالیست که فیلمسازان جوانی که نگرش های همسو با سیاست وقت دارند بیشتر و بیشتر جذب کار سینما شدند و به تعبیری سینمای ایران طی 6 سال گذشته در همه ابعاد جوان شده و به دلیل ساده شدن سینما به کمک فناوری های دیجیتال کمیت فیلمهای ساخته شده در این دوران بالا رفته ، ولی همانطور که گفته شد بین کارهای سینمایی و تله سینمایی اختلاف های بنیادینی وجود دارد که متاسفانه می بینیم در خیلی از دفاتر آمار فیلمهای سینمایی سال فیلمهای تله سینمایی نیز ذکر می شود ! در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی فیلمسازانی همچون  "محسن مخملباف" ، "عباس کیارستمی" ، "بهمن قبادی" ، "رخشان بنی اعتماد" و "جعفر پناهی" بودند که افراد فعالی محسوب می شدند ولی در دوره آقای احمدی نژاد و با کنار رفتن این افراد از محیط سینمایی ایران افراد جدید و با نگرش های فیلمسازی متفاوتی برجسته شدند که می توان از "رضا میرکریمی" ، "پرویز شهبازی" ، "مهرداد فرید"  ، "قاسمی جامی" و "حسن فتحی" فعال بودند و این در حالیست که افرادی همچون  "ابراهیم حاتمی کیا" ، "کمال تبریزی" ، (مرحوم) رسول ملاقلی پور ... نیز بودند که در هر دو دوره فعال و (چه بسا) موفق بودند .

نمونه های این پژوهش عمدتا از بین فیلمسازان و  دست اندر کاران جوان سینما گزینش شدند ، چرا که مسائل و مصائب موجود را با دید به روزتری می بینند . و می توانند تحلیل دقیق تری از شرایط پیرامون داشته باشند . سروش محمدی (تدونگر) ، احسان دلدار (کارگردان کلیپ) رضاعلی آبادی (نویسنده) ، رضا زینلی (تصویربردار) ، حمیدبهادری (کارگردان فیلم داستانی) هستند که به تناوب بین ده تا پانزده سال سابقه کار حرفه ایی داشته و برخی از آنان  درس خوانده این رشته هستند و برخی دیگر بصورت تجربی وارد این کار شده اند .

روشهای گردآوری داده ها : نبود اعتقاد به افول سینمای ایران بین برخی از اهالی هنر و مسئولان سینمایی و همچنین سعی در کنترل هر چه بیشتر مجاری سینمایی  در رده های بالای مدیریتی باعث شده که نشریات مکتوب و ژورنالیستی نیز نتوانند در این رابطه به تحقیقی جامع و همه جانبه دست بزنند .

از این رو ، عمدتا و بصورت مشخص در این باب منبع خبری مشخصی را نمی توان نام برد . در این رابطه می بایست تمام ابعادی که تا کنون مطرح شده را پذیرفت که اینان حول محور چهار نکته آماری می چرخند و تحلیل و نتیجه گیری آن می بایست از سوی محقق صورت پذیرد . محور اول : نوسان آمار فروش ایران در چند سال اخیر . محور دوم : نوسان آمار تولیدات سینمایی و کیفیت آنان . محور سوم : نوسان فروش ریالی فیلمها در گیشه و در نهایت ، محور چهارم : بررسی نوع برخورد با فیلمهای تولید شده در جشنواره های داخلی و نوسان باب طبع بودن فیلمهای ایرانی در جشنواره های خارجی .

روشهای تحلیل داده ها :

آزمون فرضیه : دستیابی و نظریه فوق الذکر در خصوص 3 مشکل اساسی سینمای ایران را بدین گونه بررسی می کنیم ؛ که برحه های تاریخی که آن شرایط به آن صورت منفی و مشکل ساز نبوده اند را بررسی شد و تحلیل آنان به این نتیجه سوق داده شد که سینما در آن دوران (حداقل در آن قسمتی که مشکل برطرف شده بود)  پیشرفت اساسی داشته .

سیاست های دولت ؛ در مشکل ساز بودن (هر گونه دخالتی) در کار سینمایی نمی توان تردید کرد ، لیک در دوران شکوفایی عرصه فرهنگی بعد از انقلاب ، (دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی) دولت کمترین نظارت را بر عملکرد فیلمسازان داشت و حداقل کنترل آن نیز به دلیل فشار نیروهای تندرویی بود که وزارت ارشاد را می کوبیدند . در نهایت در بررسی آماری آن دوران می توان به دو آمار بسیار جالب برخورد . فیلمهای ایرانی در آن دوره هشت ساله بیشترین آمار کسب جوایز بین المللی را داشتند و همچنین بیشترین آمار تماشاگران یک فیلم سینمایی بعد از انقلاب نیز در همان دوران رقم خورد .

نبود قانون کپی رایت ؛ این قانون در شکل مدرن امروزی اش ، هیچگاه در ایران وجود نداشته است ولی ما دورانی را بررسی می کنیم که به دلیل عدم پیشرفت تکنولوژی و نبود رسانه های جمعی مختلف و امکان پخش فیلم شخصی (قبل از انقلاب) افراد مجبور بودند که برای تماشای یک فیلم سینمایی به سینما بروند و بررسی آماری آن نکته جالبی را نشان می دهد و آن اینکه ؛ علاقم اینکه جمعیت ایران در آن دوره کمتر از نصف جمعیت کنونی کشور ما بود ، لیکن  رکورد بیشترین تماشاچی برای یکسری فیلم (مثل ؛  "قیصر"  و  "در امتداد شب" ) شکسته نشده . (بیشترین تماشاگر فیلم در سینما ، نه فروش آن !)

نبود خروجی مناسب ، فرسوده بودن سینماها ؛ که البته نیازی به توضیح افاضات ندارد ، بدیهی است که تکنولوژی نمایش فیلم زمانی که مربوط به 40-30 سال پیش باشد باعث فراری دادن تماشاگر از سالن های سینما می شود.

 

پایان بخش سوم

حمید بهادری - دی ماه هزار و سیصد و هشتاد و نه

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 23:50 توسط حمیدبهادری |